حقوقی.سرگرمی.طنز.روانشناسی

نگارش در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 توسط مریم

درسته واقعا





نگارش در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 توسط مریم

نگارش در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 توسط مریم

هنگام درس دادن استاد سر کلاس :


(-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-)


وقتی استاد خبر امتحان رو میده :


(o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O)


موقع امتحان:


(←.←) (→.→) (←.←) (→.→) (←.←) (→.→)


وقتی استاد موقع امتحان حواسش جمع میکنه واسه مچ گیری:


(↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓)


وقتی که نمره ها رو میزنن :


(͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏)‬





نگارش در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 توسط مریم

نگارش در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 توسط مریم

نگارش در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 توسط مریم

نگارش در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 توسط مریم

نگارش در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 توسط مریم

نگارش در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 توسط مریم

نگارش در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 توسط مریم

نگارش در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 توسط مریم



به نظرتون كدوم منطقی تر؟؟؟؟؟؟؟





نگارش در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 توسط مریم

در یکی از دبیرستان ها هنگام برگزاری امتحانات سال ششم دبیرستان به عنوان موضوع انشا این مطلب داده شد که ”شجاعت یعنی چه؟”

محصلی در قبال این موضوع فقط نوشته بود : ”شجاعت یعنی این”

و برگه ی خود را سفید به ممتحن تحویل داده بود و رفته یود !

اما برگه ی آن جوان دست به دست دبیران گشته بود و همه به اتفاق و بدون …استثنا به ورقه سفید او نمره ۲۰ دادند .

فكر میكنید اون دانش آموز چه كسی می تونست باشه؟ دکتر علی شریعتی





نگارش در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 توسط مریم

پسرک گرسنه اش است، به طرف یخچال می رود،
در یخچال را باز می کند...
عرق شرم بر پیشانی پدر می نشیند
پسرک این را می داند،
دست می برد بطری آب را بر می دارد
کمی آب در لیوان می ریزد...

صدایش را بلند می کند ، " چقدر تشنه ام بودم "

پدر این را می داند پسر کوچولویش چقدر بزرگ شده است.





نگارش در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 توسط مریم

آخیششششششش  قربونت همینجا را بیشتر ماساژ بده !!







نگارش در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 توسط مریم
 
 
 
( کل صفحات : 2 )    1   2